|
عشق تا ابد می سرایم به امیدی که تو خوانی ورنه آخرین مصرع من قافیه اش مردن بود
| ||
|
شست باران بهاران هر چه هر جا بود م.امید [ جمعه 29 اردیبهشت1391 ] [ 12:36 ] [ سمیرا ]
گاهی در زندگی فصلهایی وجود دارند که سرد هستند و ناخوشایند ... پر از نا امیدی ، اندوه و غم ... و البته بی حوصلگی ... فصلهایی که تموم ناشدنی نشون میدن ... فصلهایی که فکر می کنیم موندگارند و همین فکر ، غم و غصه اش رو بیشتر میکنه ، دوره هایی که دوست نداری حتی راجع بهش با کسی حرف بزنی ... این روزهای ابری برای همه هست و فکر نکن که تو این دنیا فقط برای خودت پیش اومده و بس ... زمانه به اندازه کافی سخت گرفته پس تو دیگه زیاد بخودت سخت نگیر خبر خوش اینکه ، خوشبختانه این فصلهای نا امیدی میگذرن ... غمت نباشه ... کمی صبر لازمه و زمان ، و البته خدا خواهش میکنم دعا کنید این فصل من هر چه زودتر تموم بشه ... . . . . عاشق این سریال کره ای 49 روزم . روز اول دختره وقتی شنید فقط 3 قطره اشک واقعی لازمه تا به دنیا برگرده با اطمینان گفت 3 قطره که چیزی نیست اینهمه دوست دارم، نامزد دارم همه برام گریه میکنن از ته قلبشون ولی حالا که 18 روز مونده تنها کسی که براش اشک واقعی ریخت کسی بود که فکر میکرد ازش بدش میاد. نمیدونم چرا ولی فکر میکنم با اینکه گفتی از من بدت میاد ولی تنها کسی که میتونم روش حساب کنم تویی چون تنها کسی هستی که قلبت واقعا پاکه
[ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ 14:32 ] [ سمیرا ]
دقیقا نمیدونم کجایِ یک رابطه باید دل رو به دریا زد نمیدونم مناسبترین حرف ، مناسبترین حرکت کی باید باشه ولی میدونم ، جلوی اتفاق رو نباید گرفت گاهی هم بهتره اتفاق رو جلو بیندازی مثلاً وقت رفتنت که میشه یکباره برگردی بگی دلم نمیخواد برم وقت رفتنش که میشه دستش رو بگیری بگی دلم نمیخواد بری وقتی یکی بهت میگه پیشم بمون درنگ نکن ... پیشش بمون وقتی دلت میخواد پیشش بمونی ... غرور نداشته باشی دستهات رو حلقه کن دورش بگو ... دوستت دارم ... دلم میخواد پیشت بمونم ... بگذار اتفاقِ دوست داشتن هر چه زودتر بیفته ... شاید نسلِ ما وقتِ زیادی برای عشق ورزیدن نداشته باشه ... نیکی فیروز کوهی [ دوشنبه 21 فروردین1391 ] [ 12:52 ] [ سمیرا ]
عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
سلام به همه ی دوستای گلم سال نو همگی مبارک امیدوارم همه به آرزوهای قشنگشون برسند و سالی پر از عشق و موفقیت و شادی داشته باشند میدونم سال تحویل همه بیاد خانواده و خودشون هستند ولی اگه لحظه ای یاد منم افتادید برام دعا کنید من واقعا نیاز دارم که خدا درهای رحمتش رو باز کنه برام، پس دعام کنید دوستون دارم مراقب خودتون باشید بخاطر سفر ممکنه نتونم جواب محبتاتون رو بدم از همینجا عذر خواهی میکنم در پناه خدا سال خوبی داشته باشید
[ شنبه 27 اسفند1390 ] [ 14:39 ] [ سمیرا ]
من یک شکلات گذاشتم توی دستش .او یک شکلات گذاشت توی دستم . یک سال . دو سال . چهار سال . هفت سال . ده سال . بیست سال شده است او بزرگ شده است فقط بخاطر تو اینو اینجا نوشتم چون تو این داستان رو دوست داری منم تو رو ظاهرا دوستی منم تا نداشت... [ جمعه 19 اسفند1390 ] [ 0:23 ] [ سمیرا ]
یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن... [ پنجشنبه 11 اسفند1390 ] [ 13:16 ] [ سمیرا ]
حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم انگار
حافظ با من و من با تو صحبت میکنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست تقدیر و ویران میکند من هم مرمت می کنم در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت هر جای دنیا که روم احساس غربت می کنم بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت هر چند اندک باشد آن را با تو قسمت میکنم خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت میکنم مریم حیدرزاده [ پنجشنبه 27 بهمن1390 ] [ 17:39 ] [ سمیرا ]
خداوند به قلب و روح انسان مي نگرد.خداوند مي خواهد به انسان بگويد که قضاوت تو بيهوده است من مثل تو نگاه نميکنم، مثل تو نظر نميدهم. نظر من شاهکار است، هزاران حکمت و تدبير و نقشه آسماني در يک نظر من است. هنر خداوند اين است که از دل خرابه کاخ به وجود ميآورد. از دل مرداب نيلوفر را مي روياند، از درون خاک، گياهان و درختان را مي روياند. خداوند مي خواهد اعلام کند من دوستدار متکبران و مطلق انديشان نيستم؛ من دوستدار مدعيان تقدس و تقدس مآبان نيستم؛ من خداي انسانهاي پرمدعايي که خود را از همه بهتر مي پندارند و در آن جايگاه مي ايستند نيستم؛ من دوستدار متواضعان هستم و تواضع در اعتراف است. من خداي شجاعان هستم و بزرگترين شجاعت در اعتراف است، من خداي بخشنده و مهربان گناهکاران هم هستم، من به فکر بيمارانم نه کساني که در خيال باطل سلامتي محض مردار شده اند. اعلام ميکند که آن سنگي را که براي ساخت خانه خدا، معماران دور انداختند من همان سنگ را انتخاب ميکنم استاد میم.رام ا... [ یکشنبه 9 بهمن1390 ] [ 18:55 ] [ سمیرا ]
کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک
دست [ چهارشنبه 7 دی1390 ] [ 13:16 ] [ سمیرا ]
عاشقِ یلدا شدن کار سختی نیست بی تو هر شب زمستان و هر شب پر از سرماست و نبودنِ تو عجیب شبیهِ بودنهایِ ماست ... ... پناه میدهم به تو که این شب یلدا تنهایی خودم هزار شبِ یلدا تنها بوده ام ... مبارک باد این شبِ دیماه نیکی فیروز کوهی
خدایا در این شب ۴ آرزوی من را برآورده کن :
سلامتی و شادی به من و خانوادهام عطا فرما .... مریضان را شفا و گرفتارن را از
گرفتاری نجات بخش...شمع امید را در دلم روشن کن و لحظه ای دسته مرا رها مکن امین [ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 14:5 ] [ سمیرا ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||